سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
37
طب در دوره صفويه ( فارسى )
شيشهها و ظروف چينى و لعابى كه هريك در نوع خود نمونهاى از يك كار هنرى محسوب مىگشت نيز به چشم مىخورد . از اين ظروف براى نگاهدارى انواع داروها استفاده مىشد و اين نيز رسمى كهن و ارزشمند بود كه تا همين اواخر توانسته بود به حيات خود ادامه بدهد و هنوز هم در برخى از داروخانههاى قديمى مىتوان ظروف چينى و سفالينى را يافت كه هركدام براى خود يك شاهكار هنرى به شمار مىآيند . رشيد الدين ، پزشك دربار آباقا خان مغول مىنويسد كه در بيمارستان تبريز هزاران ظرف چينى وجود داشت كه در آنها انواع داروها نگاهدارى مىشد ، و هركدام از آنها براى خود يك كار هنرى ارزشمند محسوب مىگشت و اسم داروئى كه در ظرف وجود داشت روى آن نوشته شده بود و علاوه بر اين اسناد رسمى بيمارستان نيز در اين محل نگاهدارى مىشد . به اين ترتيب محل مزبور واقعا گنجينهاى از محتويات علمى و هنرى بود و به همين دليل هم در برخى از بيمارستانها داروخانه را « خزانه الشراب » هم مىناميدند . براى بيمارانى كه خارج از بيمارستان به پزشك مراجعه مىكردند داروخانههاى مستقل وجود داشت ، اما عده زيادى از پزشكان خود داروى لازم را مىساختند و به بيماران خويش مىدادند و حتى پزشك عاليقدرى چون رازى نيز اين كار مىكرد ، من تصور مىكنم كه پيچيدن نسخه در داروخانه رسمى است كه در سالهاى پس از صفويه رواج پيدا كرده است و در آن دوره انجام يك چنين كارى رسم نبوده است . از روى نوشتههاى مربوط به آن دوره چنين برمىآيد كه گاهى اوقات يك پزشك و يك داروساز باهم نوعى تيم پزشكى تشكيل مىدادند زيرا مىبينيم كه فرير در يادداشتهاى خود مىنويسد : « با وجود آنكه پزشكان چنان آموزش مىبينند كه بتوانند به تنهائى كار كنند ، معهذا اغلب اطباى جوان عطارى را در خدمت خويش مىگيرند تا نسخههاى ايشان را بپيچد و سپس نيمى از سود حاصله را به ايشان بدهد » . نسخهپيچى همراه با دقت فراوان نبود و اخذ تصميم در بسيارى از موارد به عهده خود بيمار بود . فرير در اين باره هم مىنويسد : « عطار داروها را در كاغذهاى متعدد مىپيچد ، و سپس آنها را به مشترى مىدهد تا بجوشاند و در فلان ساعت روز به بيمار بدهد اما خانم ، و يا كلفت او با توجهى بيشتر به كميت كالا تا كيفيت آن ، بدون در نظر گرفتن آنچه كه عطار گفته است ، اين مواد را نه با آن دقتى كه لازمه تهيه دارو است ، و يا بيمار به آن نياز دارد ، چنان كه گوئى مىخواهد شوربائى بسازد ، با يكديگر مخلوط كرده و مىجوشاند و از معجونى كه بدست مىآيد گاهى تا يك ليتر نيم و دو ليتر به بيمار مىدهد و آن وقت اگر اين جوشانده نتواند شكم بيمار را تخليه كند ، كه اغلب چنين نيست و اين مقدار دارو موجب تخليه كافى شكم او مىگردد ، اين كار را دو تا سه هفته ادامه مىدهد و اگر بازهم نتيجهاى گرفته نشد آنوقت به پزشك ديگرى مراجعه مىشود زيرا ايرانىها چنين تصوير مىكنند كه سرانجام پزشكى راه درمان بيمار ايشان را پيدا مىكند و نسبت به اين فكر خود آنچنان مؤمن هستند كه حتم دارند اگر طبيبى ايرانى نتواند راه درمانى پيدا كند هيچ پزشك ديگرى قادر به انجام اين كار نيست » .